X
تبلیغات
رایتل


㋡ پرده ی شب ㋡

در اتاقی که میله های محکمی دارد

اسیر تنهایی شده ام

کسی نیست تا مرا نجات دهد

تنها صدایی که به گوش میرسد

ترک برداشتن قلبم است

که با هر ترک

به مرگ نزدیک تر میشوم

این زندان

بیش از جسمم

قلب و روحم را زندانی کرده

و تاب زندگی ندارم

کجاست کلید آزادی من؟؟

آیا در گوشه ای از قلب ترک برداشته ام؟

یا میان اشک های سرد و لغزان؟

و یا حتی لا به لای میله های این زندان؟

پاسخی نیست،پس...

تا ابد تنها خواهم ماند

اما این تنهایی بسی آزاردهنده است

پس چاره ای میاندیشم...

راه آزادی

تنها اندیشیدن به زندگی است

پس می اندیشم و پس از گشودن چشم هایم

فرصت دوباره ای را که خدا به من عطا کرد را میبینم

زندگی...دوستت دارم

دیگر ترکم مکن

...

نوشته شده در پنج‌شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1389| ساعت 09:20 ب.ظ| توسط شارونا| نظرات (0)















قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت

ARCHIVES

LINKS

SPECIFIC

DESIGN

OTHERS